جنگ پیش رو ....


اساساً جنوب جای کار معرفتی و تشکیلاتی نیست، گرچه می تواند در حاشیه ی کارها این هدف هم حاصل شود، نیرو هم شناسایی شود و برای تشکل آدم جذب شود و…. اما جنوب جای ایجاد دغدغه است با انتقال روحیه ی جهاد و کار گمنام برای انقلاب، مقایسه ی ما و شرایط و جهادی که برعهده ماست با عمل به تکلیف و جهاد نسل جنگ، درک فاصله ها و القای پیمودنی بودن آن، مسئولیت های امروز، درک سبک زندگی بسیجی به مثابه ی انسان انقلاب اسلامی، و به میدان آوردن همه ی ظرفیت ها در نیازهای لحظه و دراز مدت انقلاب (همین عرفان امام و خودسازی دسته جمعی، می توان از مجموعه فرهنگ جبهه و نیز فرهنگنامه جبهه استفاده های خوبی کرد، قدر ولایت هم تعدادی کتاب از وصایا و خاطرات شهدا با بحث های ویژه ای مثل ولایت و بصیرت و این ها چاپ کرده است، در وصایای شهدا هم مطالبی از این دست زیاد است)، تبیین عرصه های جنگ امروز(جنگ نرم، جهاد علمی، جهاد سیاسی، جهاد سازندگی، جهاد عدالتخواهی، جهان اسلام، استکبارستیزی و… )

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره: در پی بحث با چندین نفر از برگزار کنندگان اردوهای راهیان نور، در سال ۱۳۸۸ بنا شد، ایده هایی برای آن نوشته شود.
قطعا یک سری مسائل اجرایی اردو هست که به جای خودش می تواند خیلی فضای اردو را عوض کند. درگیر کردن تعداد زیادی از بچه ها در اجرای اردو و…. (که معلوم است بعضی جاها با تعدد کارهای تعریف شده در قالب خادم الشهدا و حتی افراد عادی شرکت کننده در اردوها حواس شان هست و توصیه های بهداشتی و…. اما مهم تر از همه روح این اردوها و برنامه هایی است که جنگی که بود را به جنگی که هست گره بزند.
اردوی جنوب نباید فقط در این فضا باشد که کجایید ای شهیدان خدایی و ملت در و دیوار را نگاه کنند و مف بکشند ! یا ماکزیمم شهدا شرمنده ایم شاید هم رزمنده ایم، شاید هم نشد….
کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود
این به این معنی نیست که راهیان نور، اساسا از روح اصلی اش که پیوند با فرهنگ شهادت و جهاد و ایثار و کار گمنام برای انقلاب است تکان بخورد، روشن فکر بازی نباید درآورد. اما دقیقا به این معنا هست که باید اردو بچه ها را به مسئولیت های امروزشان برگرداند. بچه ها باید با شهدا ارتباط عاطفی و روحی برقرار کنند، اما مسئولیت های امروز ما را نسبت به شهدا دربیابند. یکی از مهم ترین مشکلاتی که نسل ما دارد میل به استفاده کردن بسیار بیش تر از استفاده رساندن است، طرف همه اش می خواهد بخواند، گوش بدهد، راهیان بیاید، هیئت برود تا خودش رشد کند تا خودش به گناه نیفتد و…. منطق عرفان امام این نبوده و نیست در این منطق شما باید قیام لله کنی! بچه ها در جبهه هم همین جور بودند وقتی قیام لله کردی حالا راهیان نور و هیئت و… یک بخشی از پروژه تربیتی توست اما تو در خودت نمی مانی پر و خالی می شود. به دیگران می دهی خالی می شوی بعد دوباره خودت را پر می کنی و…. این جا دیگر دوالیسم خودسازی و دیگرسازی نیست، صلاح و اصلاح جزء همند. اصلا بدون هم بی معنایند شما که امر به معروف نمی کنی به بهانه عدم صلاح، فاسقی! کسی هم که امر به معروف می کند و صلاح لازم را در خود به وجود نمی آورد، توانایی اصلاح ندارد.
جنوب جای پمپاژ دغدغه است
اساساً جنوب جای کار معرفتی و تشکیلاتی نیست، گرچه می تواند در حاشیه ی کارها این هدف هم حاصل شود، نیرو هم شناسایی شود و برای تشکل آدم جذب شود و…. اما جنوب جای ایجاد دغدغه است با انتقال روحیه ی جهاد و کار گمنام برای انقلاب، مقایسه ی ما و شرایط و جهادی که برعهده ماست با عمل به تکلیف و جهاد نسل جنگ، درک فاصله ها و القای پیمودنی بودن آن، مسئولیت های امروز، درک سبک زندگی بسیجی به مثابه ی انسان انقلاب اسلامی، و به میدان آوردن همه ی ظرفیت ها در نیازهای لحظه و دراز مدت انقلاب (همین عرفان امام و خودسازی دسته جمعی، می توان از مجموعه فرهنگ جبهه و نیز فرهنگنامه جبهه استفاده های خوبی کرد، قدر ولایت هم تعدادی کتاب از وصایا و خاطرات شهدا با بحث های ویژه ای مثل ولایت و بصیرت و این ها چاپ کرده است، در وصایای شهدا هم مطالبی از این دست زیاد است)، تبیین عرصه های جنگ امروز(جنگ نرم، جهاد علمی، جهاد سیاسی، جهاد سازندگی، جهاد عدالتخواهی، جهان اسلام، استکبارستیزی و… )
دغدغه سازی
به طور خلاصه می توان گفت دغدغه را از این راه ها می توان به مخاطب داد

۱- درک افق ها با طرح آرمان های بزرگ انقلابی و دینی که خیلی وقت ها می تواند از روند اصلاح تبلیغات دینی و رفتن به سراغ مسئولیت های احتماعی دین مثل امر به معروف و نهی از منکر و …. به آن دامن زد یا به ویژه با طرح گفتمان امام راحل و حاضر آن را به مخاطب نشان داد.

  • می توان یک مجموعه از جملات خیلی کلیدی امام و آقا را به مخاطبین داد در مورد جهان اسلام، علم، عدالت، ضرورت فعالیت، جنبش آزاد اندیشی و…. بخش جستار سایت آقا، می تواند خیلی کمک کند. می شود از منابعی مثل جلد ۲۱ صحیفه، کلمات قصار امام خمینی یا همین کتاب آخرین دغدغه ها و نگرانی های امام که بسیج دانشجویی منتشر کرده است بهره برد. یا اساسا پیام های مهمی مثل پیام آقا در اولین سالگرد امام یا پیام در بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب یا پیام قطعنامه را برای انگیزش به کار برد.
  • بچه های کنگره شهدای علم و صنعت یک کار پژوهشی کرده اند ۳۵ روی کرد آقا به ایثار و شهادت ناظر به محیط دانشگاه را استخراج کرده اند می تواند به کار بیاید.

۲- پی گیری تجربیات نسل های قبلی
بچه ها دنبال الگوی دم دستی هستند، اگر بتوان به آن ها نشان داد که اولا دست یابی به آرمان ها و زندگی جهادی چه ویزگی هایی دارد و دوماً دست یافتنی است و بهترین دلیل امکانش هم وقوعش در تعدادی آدم مثل خودماست، خیلی می تواند تعییر ایجاد کند.

  • این کار ار می توان با استفاده از حضور و یا طرح کارهای نسل های قبلی انقلاب در قالب محصولات اردو انجام داد.

۳- درک فضاهای موجود در جامعه
خیلی ها دغدغه ندارند چون ارتباط ندارند، چون با مسائل عینی اجتماع، دانشگاه و شهر و کشور و دنیا دست به گریبان نیستند، هیمن طور در عرصه های علمی و عدالتخواهی و جهان اسلام و فرهنگی و… باید این عرصه ها را به مخاطب نشاساند.

  • از فضاسازی ها، تا روایت تا پخش فیلم در ماشین ها و… می توان این مسئله را به کار برد.

۴- نوع نگاه به دین
گرچه از درک افق ها جدا نیست اما طرح زندگی جهادی و مقایسه آن با دین عافیت طلب، می تواند خیلی چیزها را اصلاح کند که مهم ترین راهکارش اصلاح تبیغات دینی و فهماندن این نکته به مخاطب است که دین همه دین است.

  • از نوع تبلیغات گرفته تا به کار گیری بعضی جملات مهم قرآن و اهل بیت ناظر به وظایف اجتماعی می توان بهره برد.

۵- درگیری در عرصه عمل مثل ارتباط مستقیم با محرومین
انداختن آن ها در این عرصه ها به ویزه در عرصه هایی مثل ارتباط با محرومین که وجدان طرف را جدی و سریع بیدار کند، و او را به یاد مسئولیت هایی که در قبال هزینه های مادی و معنوی که برای او در کشور می شود، هوشیار کند، می تواند موثر باشد.
۶- زندگی نامه شهدا
برجسته کردن نوع زندگی جهادی شهدا به عنوان یک الگوی نظری و عملی و ارتباط روحی و معنوی با آن ها اگر در فضاهای نوستالوژیک نیفتد می تواند به این بیداری در مخاطب کمک جدی کند.

  •  می توان در برنامه های اردو از روایت تا محصولات به نوعی این بخش های از زندگی نامه شهدا را طرح کرد، که تعدادی کار قبل از اردو می خواهد، تفحص در سیره عملی شهدا بشود، این بخش های آرمانی استخراج شود. می تواند در نوع محصولات و کتب و نشریات و مجموعه های چندرسانه ای داده شده به حاضران در اردو …. هم نمود بیابد.

۷- تربیت قله
از همه مهم تر، دغدغه از قله ها به دامنه ها می آید، خیلی وقت ها ما نمی توانیم دیگران را دغدغه مند کنیم چون خودمان دغدغه ی کافی نداریم. یعنی آرمان گرایی جزوی از وجود مان نشده که دیگران به تبع دیدن ما به مثابه یک الگوی دم دستی دغدغه مند شوند، رهبری هم موقعی می گفتند اساس در عدالتخواهی این است که ما این مسئله که باید عدالت را مطالبه کرد وجدان کنیم و وقتی که پذیرفتیم در رفتار و گفتار و حرکت های ما اثر خود را خواهد گذاشت اصل همین باور کردن است….

  • بخش عمده کار جلب شدن این دغدغه ها برای خود بچه های مسئول است، خیلی مواقع نباید منتظر استاد ماند، باید خود بچه ها بجوشند، لازم هم نیست منبر بروند که به جای خودش ضروری است همین که در تعاملات همه ببینند دغدغه ها و حرف های مسئولین بچه ها حول چه چیزی می گردد، اقر خودش را می گذارد، البته باید برنامه ریزی های دیگر را هم کرد.

ابزارهای خاص در اردوهای راهیان نور
۱٫ راوی: درست است که تیپ های حاج حسین یکتا و حاج سعید قاسمی و دکتر تلوری که جنگی که بود را به جنگی که هست گره بزنند زیاد نیستند، اما می توان آدم های کم تر معروفی یافت که بتوانند این فضا را به بچه ها القاء کنند. خیلی وقت ها شما باید همین را محترمانه از راوی بخواهید، مهم تر از آن، این که راوی بهتر است آدم در دسترسی باشد که استفاده ی از او در برنامه های بعد از بازگشت، بچه ها را به تفکر وادارد و بچه ها با رجوع به او دوباره در فضای برنامه ریزی شده در اردو قرار بگیرند. در خیلی از شهرستان ها بچه های گمنام جنگ این تیپی هستند. می توان با مشاوره با آدم هایی که زیاد آدم می شناسند در شهرستان ها مثل دکتر کوشکی یا بچه های دست به قلم جنگ مثل داوودآبادی و سرهنگی و.. آدم های فراوانی از این دست یافت.
۲٫ محصولات فرهنگی :
۱) نشریه
نشریه می تواند به موضوعات مرتبط بپردازد به عنوان نمونه سرفصل های نشریه مستضعفین بسبج دانشجویی دانشگاه تهران برای جنوب از این دست بود.
۱. سرمقاله با محور مطالب زیرین، ۷۰۰ کلمه،
• جنگ اسلام ناب و اسلام آمریکایی؛ جنگ بین دو فقه؛ جنگ بین دو نماز
• جنگ عقیده نه جنگ ظواهر: ریشو و ریش‌تراشیده (!)
• جنگ ما جنگ با پیاده نظام دسته چندم استکبار نیست؛ بهائیت و وهابیت [حجتیه]
• جنگ فقر و غنا نه جنگ فقیر و غنی
• جنگ ما جنگ اقتصادی نیست {یعنی مشکل ما با آمریکا مشکل اقتصاد نیست} اما مقاومت اقتصادی هست.
۲. متن اصلی با محور مطالب زیرین، ۹۰۰ کلمه، تیتر پیشنهادی [اخراج بسیجی‌ها از جبهه]،
• نقد به صدا و سیما / سینما / اخراجی‌ها
• انتقام روشنفکران ِ هنر هفتم از بسیجی‌ها
• خیانت صداوسیما به جبهه‌ و جنگ
• بازخوانی نظرات امام در باب جنگ و مقایسه آن با نظرات القا شده در فعالیتهای تبلیغی
• راه وطن یا راه خدا؟
• شهدای ایران زمین و مقایسه آن با آیه‌ی [الذین قتلوا فی سبیل الله]
• نگاه احساسی و سطحی نگرانه به جنگ
• از «عروسی خوبان» تا «افراطی‌ها» {البته افراطی ها ربطی به جنگ نداره}
۳. متن صفحه دوم با محور مطالب زیرین، ۵۰۰ کلمه،
• باید خود را بسازیم، ایمانمان را قوی کنیم، بیشنمان را عمیق کنیم، و صفمان را مشخص کنیم
• Case Study: خود توی دانشجوی سال اول و دوم
• سیخ زدن به مخاطب برای پیگیری آرمانها به صورت عقلانی و مزمن؛ نه هیجانی و زودگذر
۴. قسمتی از وصیت‌نامه شهدا در باب آرمانخواهی و عدالت و ولی فقیه و … . ‌
۵٫ علم
• ترسیم فضای مقابله فکری در دانشگاه
• خارج کردن ذهن خواننده از فضای «عدم تعارض دانشگاه موجود و اسلام» – این مورد نیاز به ظرافت دارد
• ایجاد دغدغه برای حفظ ایمان شخصی و در نهایت قیام برای حفظ هویت جمعی
• روشن کردن صفوف منازعه علمی در رشته‌های هنر، علوم سیاسی، فلسفه، علوم اجتماعی، اقتصاد و … به تناسب مخاطب سال اول و دومی
• ارائه راهکار برای جذب اندیشه اسلامی شدن، دانشجوی نمونه شدن در همین دروس مزخرف؛ و آنگاه حرکت به سمت تعالی: علم اسلامی
• معرفی کتاب – از دکتر گلشنی یا آیت الله جوادی یا حتی خسروپناه یا امثال شاگردان علامه مصباح
• Case Study: مرگ بر دیکتاتور(گروه های مافیایی علوم انسانی)
۶٫ ملی‌گرایی
• [تاریخ‌چه کوتاه اندیشه های ملی‌گرایانه]
• [ملی‌گرایی در برابر دید مکتبی]
• [ملی گرایی و شاخصهای حضرت امام]
• [دید ملی‌گرایانه به جنگ تحمیلی]
• معرفی کتاب؛ معرفی اندیشمند [مطهری/فیاض/ولایتی] – به معنای تأیید نیست.
• Case Study: جنگ/میادین ورزشی
۷٫ صدور انقلاب
• مستضعفین عالم / مستکبرین عالم
• اسلام علیه شرق و غرب
• ارائه الگوی حکومت اسلامی در برابر حکومتهای لیبرال یا سوسیال/مارکسیست
• ارائه الگوی امام خمینی در برابر الگوی گاندی / پاتریس لومومبا / ماندلا / چه گوارا
• اعاده حق مستضفین جهان
• بیداری ملت‌ها [مستضعفین جهان ؛ جهان اسلام ؛ جهان عرب]
• معرفی کتاب – راشد الغنوشی : نهضت امام خمینی و بیداری مسلمین [اسم کتاب دقیق یادم نیست]
• Case Study: تأثیر انقلاب اسلامی بر نهضت‌های آزادی خواهان جهان
۸٫ عدالت
• عدالت، آرمانی دسته چندم؟
• معرفی اجمالی حکومت عدل علی و دست گذاشتن بر کاستی‌های موجود
• حق مردم نسبت به حکومت/حق حکومت نسبت به مردم
• روشن‌کردن وظیفه دانشجو نسبت به مردم، نسبت به حاکمیت
• عدالتخواهی همان درس خواندن است؟
• لب مطالبه رهبری – این مورد نیاز به ظرافت دارد.
• آرمان یا واقعیت؛ محافظه کاری یا انقلابی گری
• معرفی کتاب، معرفی اندیشمند؛ نهج‌البلاغه! جان راولز!
• Case Study: جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
۹٫ جنگ ما جنگ عقیده است :
• جنگ عقیده نه جنگ ظواهر: ریشو و ریش‌تراشیده (!)
• جنگ اسلام ناب و اسلام آمریکایی؛ جنگ بین دو فقه؛ جنگ بین دو نماز
• جنگ ما جغرافیا نمیشناسد [جهان اسلام]
• جنگ ما جنگ همه بشریت است [صدور انقلاب]
• جنگ ما جنگ اقتصادی نیست [حجتیه]
• جنگ ما جنگ با پیاده نظام دسته چندم استکبار نیست؛ بهائیت و وهابیت [حجتیه]
• جنگ ما جنگ پابرهنگان ِ طعم فقر چشیده با کاخ نشینان بی‌درد است
• جنگ ما جنگ روحانیون انقلابی و اصیل با آخوندنماهای بی‌سواد است
• پس باید خود را بسازیم، ایمانمان را قوی کنیم، بیشنمان را عمیق کنیم، و صفمان را مشخص کنیم
• Case Study: خود توی دانشجوی سال اول و دوم
۲) کتاب: انتخاب کتاب هایی که احساس مسئولیت را در مخاطب القاء کند مثل نامه های فهیمه، حماسه ی یاسین، جنگ پابرهنه، حرمان هور، یا کتاب هایی که آقا معرفی و تایید کرده اند(مثل: فرمانده من، جشن حنا بندان، پا به پای باران، دشت شقایق ها، پیشانی شیشه ای، گزارش یک بازجویی، هنگ سوم، اردوگاه عنبر، خط فکه، نجیب، مدال و مرخصی عبور از آخرین خاکریز، خاک های نرم کوشک، نونی صفر، جنگ خیابانی، شانه های زخمی خاکریز، یاد یاران، یادداشت های خرمشهر، زنده باد کمیل، تیپ ۸۳، یادداشت های ناتمام شب آتش، جنگ پابرهنه، سفر به قبله، منظومه انصار، تپه های لاله ی سرخ، سفر به قبله ها، خداحافظ کرخه، جدال در زیویه، پرواز شماره ۲۲، سفر به شهر زیتون، دشت شقایق ها که اکثرا متعلق به انتشارات سوره است)

  • این کتاب ها می تواند علاوه بر داده شدن در بسته ی اردو در ابتدا و نه در انتهای اردو! به صورت کتابخانه ی سیار در هر اتوبوس باشد و مسئولین اتوبوس یا مسئول فرهنگی اتوبوس یا حتی مسئول کتابخانه به توضیح محتوای کتاب ها برای بالا بردن اشتیاق بچه ها بپردازد.

۳) چند رسانه ای: نرم افزار یا فیلم های مربوط به دفاع مقدس و آرمان های جهانی انقلاب و …. می تواند حتی تولیدی باشد مثلاً از مجموعه بحث های آقا، حسن رحیمپور، عباسی، جلیلی و قاسمی و… که می توان از موسسه آرمان محصولات شان را گرفت چند سخنرانی مهم یا یکی دو فیلم روی دیویدی ریخته شود با فضای علم، وظایف دانشحویی، عدالت، جهان اسلام و…
۴) جزوه: جزواتی مانند پیام قعطنامه، یا جزوه های مخصوص وحید جلیلی و سعید قاسمی یا رسالت بسیج حسن رحیمپور، یا شما خواصید آقا و…. می تواند کمک کند. (بخش جزوات سایت جنبش عدالتخواه دانشجویی مملو از محصولاتی از این دست است.)
۵) بلوتوث: می توان خیلی چیزها را از جایی مثل مبارزکلیپ باکری کلیپ، سایت ایام با همین محوریت گرفت یا مثلاً همین مطالب جدید سایت آقا در همین حوزه، مجموعه ستاد تفحص سیره شهدا هم چیزهای خوبی منتشر کرده
۶) فضاسازی ها: پخش فیلم درون ماشین ها، احیاناً تبلیغات چاپ شده، کارت های نصب شده به سینه و….
۳٫ گعده ها: برنامه ریزی برای تشکیل گعده چه در درون گعده ها، چه موقع خواب و نماز و…. با موضوعات وظایف انقلابی و دانشجویی و …. البته اصولاً آن قدر ناهماهنگی و فشردگی در برنامه هست به این موارد نمی توان رسید و در اردوهای غرب، عملی تر است.

  • فرصت درون اتوبوس ها هم فرصت مناسبی برای اثرگذاری است که می توان با گعده کردن توسط مسئولین اتوبوس یا مسئولین فرهنگی آن و یا با دعوت تعدادی از اساتید یا بچه های فعال و حرف دار برای این کار استفاده نمود.

۴٫ تغییر فضای روایت ها و استفاده از اساتید به جای راوی در بعضی نقاط خاص برنامه: مثلاً استفاده از فرصت اروند و پل زدن برای توضیح فضای جهاد علمی. جنبه های علمی و جهان اسلامی و عدالتخواهانه ی چمران در دهلاویه. مسئول اسبق بسیج شریف مجموعه پیشنهاداتی از این دست در مشاوره با اساتید در سال ۱۳۸۸جمع کرده است. لازم نیست همه بحث های راهیان، دفاع مقدسی در معنای روایت گری باشد گرچه نباید فضای غالب از روایت گری تغییر کند.

  •  جاهایی تخطی از برنامه های روتین کلی ضروری است. این جا از طریق مذاکره با ستاد مرکزی راهیان و صیاد می توان کارهایی کرد.

۵٫ رو به رو کردن بچه ها با ارتباط با محرومین: می تواند در طی راه یا در مناطق محروم منطقه خوزستان به ویژه قبل و بعد از پایان برنامه و در مسیر با نقاط خاص صورت بپذیرد. چرا که در طول مسیر خیلی فضای این مورد نیست.
۶. برنامه ریزی برای دیدار با بعضی خانواده های شهدی مهم فعال در زاهدان و دزفول و خرمشهر و…. می توان لیستی از آن ها ارائه داد. مخصوصا شهدای فعال فرهنگی منطقه، لیستی هست می توان با مشورت با اساتیدی امثال حمید داوودآبادی، تلوری، سرهنگی و کمری، کوشکی و…. لیست را کامل کرد.
۷. ابتکاراتی مثل سرود دسته جمعی، دعای دسته جمعی، قرآن مرتب دسته جمعی، شعار و اسم مناسب برای اردو در ایجاد حس همراهی و نزدیکی جمع کمک می کند. جاهایی حتی باید سختی هایی طراحی کرد، خلاف روال معمول که بجه ها عادت کنند به ایثار و با هم بودن مثلاً غذاهایی که دو نفره و بیشتر مجبور بشوند با هم بخورند . مثلاً بچه های بسجی دانشگاه تهران اسم اردوی امثال را به خاطر شهید رجب بیگی می رویم تا خط امام بماند گذاشتند، یا بچه های دانشگاه سنعتی امیرکبیر اردو را به نام شهید شهریاری زینت بخشیدند. بچه های بسیج تربی معلم آذربایجان حتی برای هر ماشین اسم مشخص می گذاشتند.
۸٫ تغییر برنامه های پیشواز و نیز برنامه های پس از اردو: اصولاً این گونه است که یک برنامه پیشواز و برنامه ی یادواره برگزار می شود و تمام. می توان تفاوت در اردو را از سر ریز این دغدغه ها از برنامه پیشواز آغاز کرد. برنامه هایی برای درگیر کردن بچه های کف و شرکت کنندگان عادی در ارداره ی اردو ریخت. مثل تعریف کارهای کوچک و سپردن آنبه شرکت کنندگان که در بعضی دانشگاه ها نمونه داشته است. و مهم تر از آن مسئله تداوم است، گروه کردن و شبکه کردن بچه ها با هم (یک بار در سال ۱۳۸۵ مجموعه بچه های یکی از اتوبوس های اردوی دانشگاه تهران، به علت ارتباط نزدیک زمان اردو در یک کار ساده یک گروه اینرتنتی زدند، بعد از اردو فضای فرهنگی در قالب گروه اتوبوس پنج ادامه یافت و بعضی از کارهای بسیج آن جا بحث می شد و…. ) تداوم می تواند بیشتر از یک یادواره در قالب یک سلسله برنامه تربیتی مثل کوه و زیارت مزار شهدا و جلسات هفتگی یا یک هفته در میان و کلاس اخلاق و… پی گیری شود. از همه مهم تر در طول اردو بعد از آن کارگروه هایی برای پی گیری دغدغه های تزریق شده تشکیل شود.
یک نکته: نباید بچه ها تحت فشار و معذب باشند، اما نباید خیلی هم خوش بگذرد. باید سختی ها و ناهماهنگی های احتمالی را به وسیله تبلیغ و یادآوری شرایط جنگ و سختی های آن مبارزه تبدیل کرد آن هم به صورت نرم و بعضا غیر مستقیم، که ظرافت هایی دارد که جز در عرصه ی عمل مشخص نمی شود. می توان مواردی را مدیریت شده اعمال کرد برای ایجاد فضا در مخاطب. تجربه ثابت شده هرچه رفاه اردو بیشتر باشد نق زدن های شرکت کنندگان بالا تر می رود، روح انقلابی هم نمی آید این به معنای ترک وظایف نیست به معنای عدم غرق شدن در رفاه اردو است.


الگوی آقا مرتضی،در مقابل فرصت سوزیهای رسانه برای راهیان نور



مناطق جنگی دوران هشت سال دفاع مقدس امسال میزبان 5 میلیون نفر راهی نور بود، سردار فضلی با بیان این آمار اعلام کرده است که سال گذشته نیز 4 میلیون نفر زائر سرزمینهای نورانی بودند که بر اساس ارزیابی های صورت گرفته، 88 درصد از میهمانان، برای نخستین بار و نیز بیشتر خانوادگی در مناطق عملیاتی حاضر شده اند.

حضور در سرزمینهای دفاع مقدس ، یکی از مهمترین روشهایی است تا با زنده نگه داشتن فرهنگ جهاد و شهادت، شهدا را به عنوان الگوهای نوجوانان و جوانانمان معرفی کنیم و سبک زندگی شهیدان را وارد زندگی کنیم، قدردان اسطوره های بزرگ دفاع از حق باشیم و مطابق" إنّ الحیات عقیده و الجهاد"، رنگ و بوی زندگیمان تغییر پیدا کند و آسمانی شویم.

بر اساس آمارهای صورت گرفته؛ امسال حضور مردم با خودروهای شخصی در سرزمینهای نورانی دفاع مقدس 23 درصد افزایش داشته است و این در حالی است که علیرغم تلاش های بسیار متولیان امر ، زیر ساختهای راه و جاده یکی از جدی ترین مشکلات پیش روی زائران این مناطق است، این مشکل را اگر در کنار مشکلات خدمات رفاهی و نیز درمان قرا دهیم بسته مشکلات اصلی راهیان نور تکمیل خواهد شد ، اما ماجرای مشکلات راهیان نور تنها به مسایل پیش روی زائران ختم نمی شود و در این مجال به مشکلات حوزه های تبلیغاتی و رسانه ای ماجرا خواهیم پرداخت :

مطابق گزارشهای مسئولین رسانه ملی امسال حدود3 هزار و 600 دقیقه برنامه در حوزه راهیان نور ساخته و پخش شده است که این میزان برنامه سازی محصول 80 نفر از گروههای برنامه ساز مستقر در مقرهای دایمی بوده که کل شبکه های رادیو و تلویزیونی را پوشش داده است.

ضمن ارج نهادن به تمامی تلاشهای رخ داده در بخشهای مختلف راهیان نور رسانه ملی ، اما آیا تنها با برنامه سازی دقیقه ای!! می توان به اهداف مهم حضور در سرزمینهای نورانی دفاع مقدس، انعکاس آن و نیز تشویق خانواده ها به حضور در این مناطق دست یافت؟ آیا پژوهشی در راستای اقبال یا عدم اقبال مخاطبان به این برنامه ها صورت می پذیرد؟ آیا ساخت برنامه ای شامل مصاحبه با میهمانان بدون نقش داشتن عنصر خلاقیت می تواند به عنوان سپری در مقابل خیل برنامه های خوش نقش و نگار مخالف گفتمان انقلاب اسلامی باشد؟

شاید بهتر باشد به سراغ اندیشه های سید مرتضی آوینی در حوزه برنامه سازی تلویزیونی برویم تا با قیاس با این برنامه ها به ارزیابی بهتری دست یابیم. "اصل جاذبیت در تولید برنامه‌های تلویزیونی ایجاب می‌کند که پیش از هر چیز برنامه‌های مستقیماً به مسائل مبتلا به مردم توجه یابند و از سوی دیگر، قالب‌هایی جذاب برای ارائه مسائل بیابند. «حفظ یک نقطه‌ی مجهول در تمام طول برنامه‌ها» از شیوه‌های معمول فیلمسازان و تولید برنامه‌های تلویزیونی است.
این نقطه‌ی مجهول تماشاگر را به دنبال جواب می‌کشاند و او را تا آن هنگام که جواب قانع‌کننده‌ای برای مجهول خویش بیابد، رها نمی‌کند. جاذبیت رشته‌ای است که یک سر آن در دست فیلم و سر دیگرش در جان مردمان است و فیلم اگر نتواند قلاب خود را به جایی درون تماشاگر، اعم از خصوصیات فطری و غریزی او و یا عادات و اعتبارات اجتماعی‌اش بند کند، از جاذبیت برخوردار نخواهد شد. انسان فطرتاً از مجهول می‌گریزد و طالب علم است و این خصوصیت یکی از بزرگ‌ترین دست‌آویزهای فیلم‌سازها و تولیدکنندگان فیلم‌های تلویزیونی است. در یک سیر داستانی تنها در پایان داستان است که به همه‌ی سوال‌ها و نقاط مجهول جواب داده خواهد شد و در برنامه‌هایی که فاقد داستان هستند، باز هم برنامه باید سیری شبیه به داستان را از آغاز تا پایان طی کند و خود را کاملاً در ارتباط با تماشاگر نگه دارد."

با تأمل در اندیشه های فوق باید بار دیگر از برنامه سازان راهیان نوررسانه ملی پرسید که کدام عامل، جذابیت برنامه های رادیو و تلویزیونی ساخته شده نوروزی را تأمین می کرد؟

با مروری مجدد بر اندیشه های اولین نظریه پرداز سینمای مستند ایران و خالق آثار ماندگار روایت فتح، می توان به مباحث فلسفه ای نیز برخورد کرد که بدون آشنایی با آنها نمی توان برنامه ای خوب برای رسانه تلویزیون ساخت، آیا تلویزیون ظرفی خالی است که بتوان هر محتوایی را در آن گنجاند؟ و یا باید با شناخت ماهیت این رسانه و فرم ارتباطی ، محتوای خاصی نیز برای آن تولید کرد؟

با پاسخ دادن به سئوالاتی همانند سئوالات فوق و توجه به مخاطب و نیازهای او می توان برنامه هایی بهتر برای راهیان نور ساخت، برنامه هایی که بتوان از طریق آن گامی در مسیر نزدیکی به سبک زندگی جهادی و شهیدان پر افتخار دفاع مقدس برداشت.

اخبار یک جانبه علیه سفرهای مقدس راهیان نور



«راهیان نور» خطری برای رسانه های بیگانه

هجوم رسانه ای بر علیه راهیان نور، نشان از قدرت عظیم فرهنگی این رویداد است. رودادی که دشمن از آن به عنوان قدرت عظیم برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل های امروزی یاد می کند. این عمل رسانه های جمعی همانند سایتBBC فارسی که فقط به حوادث نادر اردوهای راهیان نور می پردازند و بیمارگونه اخبار درج می کنند عملی ناپسند و دور از رسالت اطلاع رسانی است.

.




  مدت ها است که بحث اعزام کاروان های راهیان نور دانش آموزی دختر و پسر یکی از جدی
ترین مباحث مورد توجه بسیج و آموزش و پرورش است. احتمالا برای اعزام کاروان های راهیان نور دانش آموزی جلسات زیادی برگزار شده است و می دانیم که همه مسئولان سپاه و بسیج و مسئولان آموزش و پرورش به تبادل نظرات متعددی پرداختند. ثمره این جلسات برابر مستندات و گزارش ها، اعزام قریب به 500هزار نفر از دانش آموزان پسر در سال گذشته بود. همین باعث شد که مسئولان، تصمیم قاطع بگیرند تا امسال برای نخستین بار دانش آموزان دختر هم بتوانند در این سفر مقدس شرکت کنند و پا در سرزمین کربلای ایران بگذارند و مکان رشادت ها و از جان گذشتگی های رزمندگان در طول هشت سال
دفاع مقدس را از نزدیک ببینند.




امسال همایش های راهیان نور دانش آموزی زیادی با حضور مسئولان سازمان بسیج مستضعفین،مسئولان و وزیر آموزش و پرورش و همچنین مسئولان قرارگاه مرکزی راهیان نور و سازمان اردویی راهیان نور و گردشگری بسیج برگزار شد و اعزام راهیان نور دانش آموزی پسران از مهرماه و دانش اموزان دختر آذر ماه اعلام شد.
حساسیت اعزام دانش آموزان دختر به مناطق عملیاتی کشور از طرفی اعزام کاروان های راهیان نور دانش آموزی دختر با توجه به حساسیت های خانواده ها نسبت به دلبرانشان، کار را برای مسئولان اعزام سخت می کرد. حساسیت های سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین و حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش به اعزام دانش آموزان دختر و پسر به مناطق عملیاتی دفاع مقدس باعث شد که امسال این تصمیم با جدیت بیشتری صورت گیرد و به عنوان کار عملی برای درس آمادگی دفاعی دوم متوسطه برای مدارس کشور ابلاغ شود و دانش آموزان بتوانند در این سفربابرکت حضور به عمل برسانند.




نادیده گرفتن عظیم ترین رویداد فرهنگی کشور توسط برخی رسانه ها و پایگاه های اطلاع رسانی داخلی و خارجی
اهمیت موضوع اعزام یک میلیون دانش آموز دختر و پسر و فرهنگیان کشور به مناطق عملیاتی به حدی بود که انتظار می رفت رسانه هایی همچون رادیو، تلویزیون، خبرگزاری ها، پایگاه های اطلاع رسانی ومطبوعات به طور وسیع به آن بپردازند. مثلا اعزام دانش آموزان پسر که از مهرماه شروع شد، در رسانه های گروهی و خبری مورد استقبال  قرار گرفت اما نه آن طور که انتظار می رفت.

طبق نظرسنجی های به عمل آمده از اولیای دانش آموزان، بیش از 80درصد از آنها از اعزام دانش آموزانشان به مناطق عملیاتی دفاع مقدس ابراز رضایت کردند و درصد بالایی هم از دانش آموزان پسر از این سفر راضی بودند.
سند این جمله را می توان در صحبت های رئیس سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان یافت. این نظرسنجی، دلگرمی خوبی برای مسئولان راهیان نور و آموزش و پرورش برای اعزام دانش آموزان دختر بود.





همه مسئولان اعزام، عزم خود را برای اعزام دانش آموزان دختر به مناطق عملیاتی جزم کردند تا برای نخستین بار شاهد اعزام دانش آموزان دختر به سرزمین مقدس کربلای ایران باشیم. همین موضوع می
توانست یکی از اخبار مهم رسانه های گروهی که نماینده افکار عمومی جامعه هستند، قرار گیرد.

ابراز رضایت خانواده ها از سفرهای راهیان نور دانش آموزی
سفرهای راهیان نور بزرگترین  و مهمترین کار فرهنگی کشور است که طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب امام خامنه ای، هر سال پرشکوه تر برگزار می شود و ایشان این حرکت را حرکت بابرکتی توصیف نموده اند. ایرادی که می توان از رسانه های جمعی گرفت این است که چرا اعزام راهیان نور دانش آموزی دختر آن طور که باید مورد توجه رسانه های
جمعی کشور قرار نگرفت؟




طی گزارش هایی که در سایت های راهیان نور(کوله بار) با دانش آموزان دختر و اولیایشان انجام شده، آنها تمایل و کنجکاوی زیادی از خود نشان دادند تا پا در سرزمینی بگذارند که روزگاری دشمن قصد
تجاوز به آن را داشت اما با رشادت های رزمندگان اسلام، ناکام ماندند.

حادثه ای که همیشه در کمین است
می دانیم که در هر سفری ممکن است اتفاقاتی خارج از اراده انسان رخ دهد و خاطره تلخی را در کنار تمام شیرینی هایش رقم بزند.

حوادث از قبیل تصادف، هر روز در بسیاری از نقاط کشورمان صورت می گیرد که باعث کشته و زخمی شدن هموطنانمان می گردد و امری طبیعی است که علی رغم تلاش بی وقفه مسئولان راهنمایی رانندگی و مسئولان راه کشور، باز شاهد آن هستیم.

همانطور که می دانیم حادثه تصادف روز شنبه اتوبوس دانش آموزان دختر استان خراسان رضوی در مسیر اراک-بروجرد، باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از دانش آموزان گردید. اتفاقی که باعث غم و اندوه در دل مسئولان راهیان نور بسیج و سپاه و آموزش و پرورش شد. غم این حادثه آنقدر زیاد بود که وزیر آموزش و پرورش پیام تسلیتی برای آن منتشر نمودند. در این میان، این اتفاق باعث شد که مسئولان اعزام تلاشهایشان را برای ایجاد امنیت دانش آموزان بیشتر کنند تا با خاطره ای خوش این سفر را تجربه کنند.





رسانه های یک جانبه گرا
رسانه ها و پایگاه های اطلاع رسانی که اصلا اشاره ای به این رویداد بزرگ فرهنگی کشور نمی کردند، بعد از این حادثه، آن را به طور وسیع پوشش دادند و از آن به عنوان"حادثه خونین" یاد کردند(همانندسایت BBC فارسی). انتشار این خبر به حدی بود که وقتی به فضای مجازی مراجعه می کردیم، ده ها سایت به طور جداگانه آن را منتشر نموده بودند. سوال اینجاست که چرا سایت ها و خبرگزاری هایی که اصلا به اعزام راهیان نور دانش آموزی در لیست اخبار خود نپرداخته بودند، چرا این گونه این حادثه دردناک را مورد پوشش خود قرار دادند تا ذهنیت افکار عمومی را نسبت به این سفرمقدس،منفی کنند.




سفرهای راهیان نور از جمله سفرهای بابرکتی است که روز به روز به وسعت و تعداد علاقمندان برای بازدید بیشتر می شود اما بعضی از رسانه های گروهی، به جای پرداختن به این موضوع مهم، از اتفاقات نادر آن نوشتند و منعکس نمودند. این رسانه ها، نماینده افکار عمومی اند وپرداختن به موضوعاتی از این چنین،باعث مخاطره افکنی افکار عمومی می شود واین به معنی بازی با اذهان عمومی است.

هجوم رسانه های بیگانه علیه راهیان نور
رسانه های جمعی نماینده افکار عمومی اند نه عامل مخاطره افکنی و تشویش. هجوم رسانه ای به خصوص BBC فارسی بر علیه راهیان نور، نشان از قدرت عظیم فرهنگی این رویداد است. رویدادی که دشمن از آن به عنوان قدرت عظیم برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل های امروزی یاد می کند.



امروزه دشمن با راه انداختن جنگ روانی تلاش در تصاحب اذهان نسل های امروزی کشورمان را دارد تا آنها را علاقمند به فرهنگ غرب کند. انقلاب اسلامی ایران ریشه در جنگ با فرهنگ غرب زدگی دارد و
دشمن این را می داند و تلاش دارد ذهن نسلی را که روزهای انقلاب را تجربه نکرده را از آن خود کند.
رویداد مهم راهیان نور یکی از راه ها برای انتقال ارزش ها و فرهنگ انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس برای نسل های امروزی است و به همین دلیل است که جبهه استکبار تمام ابزار خود را برای بی ارزش جلوه دادن این امر مهم به کار می گیرد.
هجوم رسانه های بیگانه علیه سفرهای مقدس راهیان نور کشور که دل دشمن شاد کن است، باید توجه مسولان امر را به خود جلب کند.

این عمل رسانه های جمعی همانندسایت BBC فارسی که فقط به حوادث نادر اردوهای راهیان نور می پردازند و بیمارگونه اخبار درج می کنند عملی ناپسند و دور از رسالت اطلاع رسانی است. بهتر است این گونه رسانه ها با چشم و دل هوشیار به انعکاس اخبار این سفرمقدس بپردازند.


منبع:
سایت ناچارنامه

راهیان نور در دولت یازدهم چه سرنوشتی خواهد داشت؟

 راهیان نور در دولت یازدهم چه سرنوشتی خواهد داشت؟

دکتر حسام الدین آشنا به عنوان نماینده دولت در ستاد راهیان نور منصوب شد و عملا جایگزین اسفندیار رحیم مشایی نماینده دولت سابق گردید. در جلسه ای که برای هماهنگی امور مختلف اردوهای راهیان نور با حضور مسولان این حوزه تشکیل شد گزارشی از اعزام سالانه 5 میلیون نفر به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور ارائه گردید.  

به نظر می رسد دولت یازدهم قصد دارد از توان این اردوها برای اطلاع رسانی و تبلیغ فعالیت های انجام گرفته به خیل مراجعان بهره ببرد. این در حالی است که حجم کمک دولت  های نهم و دهم به این حرکت ملی، قابل توجه و بدون چشم داشت بوده است. با این حال امید است دولت تدبیر و امید نسبت به توسعه کمی و کیفی این حرکت خودجوش و ملی همت گمارد و از آلوده شدن محیط معنوی این اردوها به مسائل تبلیغی و غیر مرتبط پرهیز نماید.


منبع

دیدبان




راهیان نور می رویم بلکه این هنجارهای زیبا و مطلوب را بیابیم  ....


شما را به خدا قسم می دهم با تمام وجود برای خواندن این  مطلب وقت بگذارید .

این ، نمونه ای از گنج های دفاع مقدس است که باید برای استخراج شان همت کنیم.


نامه نگاری های یک شهید 17 ساله

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد...

 

مقدمه

" ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا "سوره انفال آیه 29

براستی چه گنجهایی در گنجینه هشت ساله دفاع مقدس نهفته است.کاویدن تاریخ هشت ساله دفاع مقدس و بیرون کشیدن گنجهای نهفته آن از دل خاک جبهه ها رسالتی است که بر عهده همگان است.  امیر عزیز  جوانی است که یوسف گونه پای در سرزمین گرم خوزستان نهاد وغریبانه به فیض شهادت نائل گردید.
داستان زندگی وی و ماجرای شهادت ایشان آن چنان زیبا در قالب نامه نگاریهای مابین ایشان، مجله زن روز ورئیس دبیرستانش به رشته تحریر در آمده که هرگونه توضیح اضافی ما از زیبایی آن خواهد کاست. به همین دلیل بدون هرگونه توضیح اضافی، به سراغ داستان زندگیش از زبان نامه ها می رویم . به امید روزی که زندگی این شهید بزرگوار با همت عزیزانی در قالب فیلم به تصویر کشیده شود.

 

 


نامه اول شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 3/9/1365     

 

                          بنام خداوند بخشنده و مهربان

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پر بار زن روز

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو میکنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید و سلامت باشید.قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم و باور کنید بدون تعارف و تمجید های دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات موسسه کیهان است. اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی ، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است جریان را برایتان بازگو می کنم:

 

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند که زود می روند و می خوابند.اصلا در طول روز یکبار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.البته این مشکل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام واز اینکه اصلا به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم تعجب نمی کنم بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.

 

پدر و مادرم بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادیشان هم خوب است دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند(البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است.) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمیکرد تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است . تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:"درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره" می دانم که منظور من را حتما فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم حدود 17 ساعت از روز را در بیرون از منزل بسر می برند یعنی از ساعت 6 صبح تا 11 شب .

 

http://www.irdc.ir/PooyaSoftPublisher/Storage/Images/20100318160129t350-scan0005.jpg

 

 

من هم از ساعت 7 صبح تا 1 بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم یعنی حدود 10 ساعت از روز را با دختر خاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را تنها نمی گذارد،دائما در سرم فکر گناه را می اندازد. بارها در طول روز از من درخواست گناه می کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش و حرفهای او شوم ، همیشه سعی می کنم از او خودم را دور کنم ولی او مانند شیطان است که سر راه هر انسان ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می کند و برای همین است که من از او احتراز می کنم ولی او دست از سرم برنمی دارد تو را به خدا کمکم کنید چطور جواب حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد.خواهران عزیز کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست هر چه به او می گویم  شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی اصلا گوش نمی کند. می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید هم می کند و می گوید.........................................................

 

البته فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتما این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهشهای او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند. خواهران خوبم کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را از دست بدهد. بگویید به او چه بگویم و چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چطور می توانم طرز فکر و رفتار و عقیده اش را تغییر دهم ؟ ضمنا فکر نمی کنم که در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند،تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. چون رفتار آنها هم در بیرون از خانه دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد. امیدوارم که هر چه زود تر من را کمک کنید. خواهران گرامی جواب نامه ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاسگزاری می کنم.
     
                                                                 
با تشکر برادرتان امیر....
                                                                  3/9/65-
ساعت 5/3 بعد از ظهر

 

 

 


نامه دوم شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 1/10/1365 در آستانه اعزام به جبهه و4 روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار

 

                       بسم رب الشهدا و الصدیقین

خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز:

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم . مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد. ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.

 

حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم.

 

البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید. البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد منهم زود تسلیم می شوم ولی او کور خوانده است .

 

من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت کنم و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد خلاصی پیدا کنم. من می روم اما بگذار این دختره فاسد بماند من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

http://www.irdc.ir/PooyaSoftPublisher/Storage/Images/20100318160125t350-scan0007.jpg

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیزی بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام. هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم چون اصلا آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند با این همه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشوق می کرد آلوده نشدم.

 

ضمنا از طرف من خواهش می کنم به روانشناس مجله بگوئید که در نوشته هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آنوقت به امید خدا رها کنید بلکه به آنها بگوئید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری. بهر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم حتما جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم چون آنوقت همان آش و همان کا سه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم . برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته مخصوصا پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو بسوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا 

 
                                                                 
والسلام علی عبادا...صالحین

برادرتان امیر 1/10/65
 
 

پاسخ مجله زن روز به نامه اول شهید امیر در تاریخ 14/10/1365 بدون اینکه از شهادت وی مطلع باشد:


                                  
                                   
                                                
بسمه تعالی

    برادر گرامی
    
سلام علیکم

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید. زیرا آگاهی خانواده تان می تواند برای شما موثر باشد.
                                        
موفق باشید

 

 

 


نامه رئیس دبیرستان در تاریخ 16/10/1365 به مجله زن روز و اعلام خبر شهادت ایشان:

 

                               بسمه تعالی

        مجله محترم زن روز :

        با سلام ، برادر امیر........در تاریخ 5/10/65 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده اند.
       
نامه شهید ضمیمه میشود.
                                  
                                               
با تشکر......................
                                               
رئیس دبیرستان شهید..........
                                                                      16/10/65